دیشب با آوا و خاله راضیه رفته بودیم ستاره کلی دخترکم بازی کرد
با این لباس فردا میخوام برم مهد همش نو هست قشنگه خاله مرضیه؟
ببینین موهام کوتاه کردم پسندیدی منو خاله مرضیه
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 8:28 توسط مامانیـــــ
|
بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن ماناترند *************** می نویسم خاطرات بهترین روزها را برایت دخترم ، همیشه جاودان باشی. مامانی *************************** اوای نازم تو این وبلاگ سعی میکنم خاطرات هر روزت رو برات بنویسم. تا بعدا هم خودم از خوندنش لذت ببرم هم شما بدونی این دوران چه جوری گذروندی. دوست دارم