تپلی و آوا
روز دختر مبارک
تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من
با آرزوی بهترین و برترین ها برای فرشته زندگیم . . .
دخترم روزت مبارک

بازم کنار رودخونه رفتیم
رفتن به رودخونه




اینم چند تا عکسی هست که از آوا خانم گرفتم.

چیدن مو

دیروز صبح آوا خانم گفتی مامانی حالا که من دختر خوبی بودم منو عصر میبری پارک گفتم ببینم چه طور میشه خلاصه عصر شد به بابایی زنگ زدم گفتم که آوای ناز منو بیار پارک بعدهم شما سوار بر دوچرخه وارد پارک شدی مستقیم با دوچرخت رفتی طرف چرخ وفلکی سوار چرخ و فلک شدی یه دختر کوچولویی وقتی که دید چرخت همین جور اونجا ول ایستاده اومد طرفشو از من اجازه گرفت گلم تو همون موقع پایین اومدی و به دوستت اجازه دادی تا سوار چرخت بشه .بعد کلی با دوستی که پیدا کرده بودی بازی کردی. آفرین دختر گلم.

با منم درباره کارهایی که تو خونه کرده بودی صحبت کردی. گفتی مامانی من جلوی موهام رو با بابایی چیدم اولش باور نکردم ولی بعد آثار این کارت رو تو همه جای خونه دیدم تو گلدون روی میز روی زمین و... هی خودت هم روی زمین نگاه میکردی میگفتی اینا موهای من هست .خیلی لوس وننر هستی دخترک چون از بابای که پرسیدم گفت نه با من نبوده بابایی گفت که بهش گفتی بیا بریم با هم موهام رو بچینین اما در جریان کارهای شما نبوده اصلا نفهمیده .حالا فردا میبرمت پیش افسانه خانم تا موهات رو از ته بچینه.

چند تا عکس از علی رضا
رفتن علیرضا ....

خاله مرضیه نبودی اینجا
علیرضا و خاله شهدخت و عمو مهدی روز چهارشنبه (15 شهریور )از ایران رفتن خیلی خیلی لحظه های سختی رو داشتیم یادم رفت ازشون عکس بگیرم داشتن وارد سالن میشدن که از علی رضا عکس گرفتم کلی علی گریه کرد مامان جون خاله سودابه و....خیلی دلم سوخت الان هم که دارم مینویسم گریه مجالم نمیده امیدوارم هر کجا هستن سلامت باشن دوستون داریم.


قربونت برم
کلاه قرمزی

پنجشنبه شب من آوا بابایی عمه ها با پونه رفتیم سینما تا فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه رو ببینیم . آوا خانم تا حالا سینما نرفته بود درباره سینما من و بابایی براش توضیح دادیم که چه جوری هست تا موقعی که رسیدیم اونجا همین جور درباره سینما وکلاه قرمزی از ما سوال می کرد و می پرسید.از دیدن فیلم و سینما خیلی لذت برد ولی دیگه آخراش خسته شده بود و از اونجایی که درست صندلی های ردیف اول بودیم آوا شروع به گشت و بازی و رقصیدن تو سینما کرد.

پروانه ای به نام آوا
چند هنر نمایی آوا خانم در سه هفته گذشته

این نقاشی رو آوا واسه یه مسابقه نقاشی کشیده (مربوط به کشور آلمان هست)

اینم لاکپشت نینجا هست

اینو با هم درست کردیم

اینم باب اسفنجی هست که با قوطی پودر درست کردیم
رو نمایی از چند عکس به مناسبت تولد آوا خانم
روز تولد گلم
کدوم ماه قشنگه ؟
لباسی که طبیعت
تنش کرده چه رنگه ؟
اتل متل کبوتر
بالاتر و بالاتر
آروم و دسته جمعی
زدن به آسمون پر
تو امدی به دنیا
کبوترا پریدن
بال زدن و اومدن
تا که به تو رسیدن
تو وقتی اومدی که
قلب زمین شاد بود
روی سرت آسمون
آبی و آزاد بود
بچه ها از مغازه
سیب گلاب خریدن
برای ماه بعدی
کیف و کتاب خریدن
ماه وسط آسمون
کامل و دیدنی بود
تمشکای ستاره
قرمز و چیدنی بود
شب های بی دغدغه
شب های خوب و آروم
شب های خواب راحت
تو ایوون و پشت بوم
شب های گرم و زیبا
نشستن تو ایوون
خوردن هندوانه
با بچه های مهمون
از آسمون آوردن
تو رو سه چهار تا پری
خیلی دوست دارم من
بچه ی شهریوری
هدیه و شمع و خنده
جشن و چراغ و پولک
گل قشنگ و نازم
تولدت مبارک!

شاعر: مریم اسلامی


دیشب با آوا و خاله راضیه رفته بودیم ستاره کلی دخترکم بازی کرد








































