نایت اسکین
چهارشنبه شب رفتی تو تخت و گفتم اوا خانم باید زود بخواب یتا فردا زود بلندی بشی بری مهد.گفتی مامان تو فردا بیا دنبالم منم گفتم دخترکم من باید برم دانشگاهو نمی تونم بیام بابایی میاد .گفتی که نمیخوای بابایی باد دنبالت همه مامانا میان دنبال دختراشون.شروع کردی به گریه کردن.هی میگفتی که منم بیام دنبالت. طبق معمول گفتی:

((من اگه مامان تو بودم نمی رفتم دانشگاه و سر کار خودم میامدم دنبال دختر قشنگ و نازم .تا تو دخترم خوشحال بشی.))

منم گفتم دخترم مامان دخترای دیگه که نه کار میکنن نه دانشگاه میرن به خاطر همین هست که میتونن بیان دنبال دختراشون.به جاش بابایی میاد دنبال تو بابای اونا که نمیتونه بیاد دنبالشون ولی بابایی میتونه بیاد دنبالت همه جا هم میبرتت (پارک . ....).خلاصه کلی با هم کل کل کردیم تا آروم شدی خوابت برد.


نایت اسکین