باغ جهان نما
امروز خاله راضیه و بهاره می خواستن برن بیرون تا تمرین عکاسی کنن شما هم باهاشون تصمیم گرفتی که بری .وقتی که داشتی می رفتی دستت رو برام تکون دادی و لبخندی زدی و گفتی خداحافظ مامانی.منم خداحافظی کردم . 2 ساعت که گذشت زنگ زدم به خاله راضیه و احوالت رو پرسیدم خاله راضیه گفت که الان تو باغ جهان نما هستین و شما خانمی گفتی چه خوب شد که منم با شما اومدما خیلی خوش میگذره.
عکساش هم بعدا میزارم










+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 22:14 توسط مامانیـــــ
|