ملوسک قشنگم امروز عصر  سارینا دختر همسایه بغلی برای اولین بار اومد خونمون .سپهر داداش سارینا داشت میرفت کلاس و شما هم تا صدای اونا رو شنیدی رفتی بیرون بعدش منم اونو دیدم و از اون خواستم تا بیاد با هم بازی بکنین.خیلی خوشحال شدی اولش نمیدونستی چکاری انجام بدی ولی یواش یواش راه افتادی و شروع کردین با هم بازی کردن . سارینا کلاس اول هست یعنی دو سال از ملوسکم بزرگ تر با این وجود خیلی قشنگ با هم بازی کردین.

خیلی کیف کردم و لذت بردم چون خیلی بهت خوش گذشت اینقدر خوش گذشت که وقتی سارینا می خواست بره خونه گریه کردی و چند بار رفتی در خونشون  اومدی تو خونه .