آوای نازم

تو این چهار روز گذشته دو بار برای مامانی ظرف شستی.بار اول که گفتی گفتم باشه رفتی سریع صندلی اوردی و بعدش رفتی بالا و اسفنج برداشتی مایع هم ریختی و شروع کردی به شستن اونم چه شستنی . ظرف ها رو خیلی تمیز شستی.دیروز عصر هم دوباره گفتی و من اجازه ندادم شما هم که اصلا انگار نه انگار من یحرفی زده باشم کار خودت رو انجام دادی رفتی صندلی آوردی شروع کردی به شستن بابایی گفت ولش کن دوست داره خوب این جوری بعدا که بزرگ شد کمک به حالت میشه.منم گفتم خدا کنه بزرگ شد از این کارا کنه.خلاصه آومدم پیشت دیدم چقدر قشنگ ظرف داری میشوری.همچی قشنگ قاشقا رو شستی که نگو و نپرس.قلب

بعداز اینکه کارت تموم شد گفتی مامانی من ظرف ها رو شستم که تو خسته نشی

دختر عزیزم دوست دارم.ماچ

حالا باید بریم سازمان حقوق از کودکان واسه کشیدن کار زورکی از کودکمون شکایت کنیم.خنده