آوای نازم امروز عصر ساعت 5/5 با هستی و مامانش رفتیم پارک ملت تا ساعت 8 اونجا بودیم کلی با هم بازی کردین خیلی خوش گذشت قرار شد که پنجشنبه صبح بری خونه هستی باهاش بازی کنی.




آوای گلم اینجا داری گریه میکنی . خودت دوست داشتی بری قایق سوار بشی اما نمیدونم وقتی رفتی سوار شدی چت شد که پشیمون شدی خواستی بیای بیرون . اما وقتی خواستم بیرون بیارمت نیمدی بعد دوباره زدی زیر گریه . دختم گمونم که این شمک کوچولوت گرسنه بودکه اینجوری شده بودی. فدای تو دختر.
i413141_11.gif (242×58)