عزیز نازم

امروز روز جهانی کودک بود دو روز قبل برگه رضایت نامه داده بودن که در صورت تمایل شما رو برای برگزاری مراسم به پارک گلها ببرن. از خودت پرسیدم مشتاق بودی گفتی آره گفتم برو ببین بابایی هم اجازه میده بابایی هم اجازه داد برگه رو امضا کردم. البته اینو بگم که وقتی مهد می رفتی چندین بار برده بودنتون باغ ارم ، حافظیه ، موزه تاریخ طبیعی و... نگرانی نداشتم . صبح زودتر از روزهای قبل رسیدی مدرسه خداحافظیمون کشدار نبود . وقتی اومدم خونه گفتی مامانی چرا زود رفتی می خواستم بوست کنم بعدش اومدی چند تا بوسم کردی گفتی مامانی خیلی خوش گذشت یه مدرسه دیگه هم اومده بودن اونجا کلی سرسر بازی کردیم و شعر خوندیم بعدش هم اومدیم مدرسه یه نقاشی کشیدیم . تو نقاشی من یه دختر بود و یه خورشید.

فدای تو دختر نازم.


روز جهانی کودک