روز جمعه من یه بلوز پوشیدم که روش پر از گلهای خوشگل بود آوا تا اونو دید اومد طرف من و گفت مامان چه لباس قشنگی داری  چه گلهای داره مبارکه .بعد به من نزدیک شد و لباسم بوس کرد و گفت خدای خوب و مهربون به چه گلهای خوشگلی  مرسی که این لباس و به مامانم دادی .