زمستون تازه اومده.✿
طولانی شعرهای
همه دنیا 2
میدونستی که من
از همه خوشگلترم 2
ما با همدیگه شادیم
ما با همدیگه شادیم 2
پیش یه گاری
خوشگل اسبیم
اسب ، اسب صورتی بـــــــــــــــــــــــــــود
گاریشم 2
صورتی بود
اینو خوندی من نوشتم بعد دو تا چوب بستنی دادی به من دو تا هم خودت برداشتی مثل کلاس موسیقی شروع کردی به زدن و خوندن منم همراهیت کردم. وقتی دیدی دارم همراهیت میکنم شهر گفتنت گل کرد هی شعر گفتی و گفتی.
برف ها روی کوه ها
ریختن ، ریختن ، ریختن 2
گلوله برف ها
در دست ادم کوچولو
برف ها ریختن 2 برفها ریختن و ریختن
تا بالاخره برفا بند اومدن
همه جا سفیدی بود 3
در حالی که چوب ها رو روی هم میزدی بعدش اینو گفتی
یک بچه کوچولو 2
ادم برفی داشت
درستـــــــــــــــــ می کرد
اسمشم
ایلیا بــــــــــــــــود
اون ادم برفیش
حوشگـــــــــــــــــــــــــــل بود 2
از همه دنیــــــــــــــــــاها 2
خوشگل تـــــــــــر بود2
همه از ادم برفیش
خوششون اومـــــــــــــــــــــد 2
مامانش بهش گفت 2
چقدر آدم برفیتـــــــــــــــــــ خوشگله 2
بعدش گفتم یه شعر هم درباره زمستون بگو
زمستون تازه اومده 2
همه جا ، پر از برفه 2
سفیدی همه برف هـــــــــــــا2
آمده است روی گل ها و چمن ها
هر بچه ایی توی انجا 2
پیدا می شه 2
که داره با مادرش
آدم برفی درست می کنه
زمستون خوشگل ما 2
همه جا پر از برفه 2
همه ی ادم ها جمع ند 2
آی زنده باد برفه
خلاصه دیگه دختر قشنگم مامانی خسته شد و گفت دیگه این اخریش بود. بعدش دندونات شستی اومدی تو تخت خوابیدی شروع کردم کتاب شب به خیر خرس کوچولو دو صفحه ایی رو که خوندم گفتم بزار دخترمم بخونه تو هم خوشحال شدی شروع به خوندن کردی بعضی از کلمات بلد نبودی البته تعدادش کم بود. ولی تا دو صفحه مونده به اخرش خوندی.کلی کیف کردیم ازخوندت ملوسک عزیزم.