فارغ تحصیلی
امروز صبح قرار بود که من بیام مهد تا کار های و چیزهایی که توی مهد خاله لادن یادت داده رو ببینم ، ((در واقع فارغ تحصیل شدین)) مامانای دوستات هم بودن.وقتی وارد مهد شدم چند تا از مامانها و بچه ها بودن احوالت رو از خاله لادن پرسیدم گفت که تولد یکی از بچه ها هست داره بهش خوش میگذره. دخترم بالاخره اومدی پیشم باهم رفتیم تو کلاس من در جای مخصوص مادرها نشستم و تو دخمرم در جای مخصوص بچه ها خلاصه خاله لادن هم بنده خدا می خواست نشون بده که چه چیزهایی یادتون داده هی به شما ها می گفت این کارو بکنی اون کارو بکنی .و تو دخترکم هر چی که خاله لادن میگفت انجام میدادی .حتی رو کار دوستات هم نظارت میکردی و میگفتی که اینجوری نیست اون جوری باید باشه.بعدش هم که تموم شد می خواستی باهام بیای منم تو دختر گلم رو قانع کردم تا بمونی خداحافظی کردم از مهد اومدم بیرون.
تبریک میگم دختر قشنگم فارغ تحصیلی
عزیزکم ناز منی10/3/91
