دیشب داشتیم با هم دومینو بازی میکردیم که یک دفعه پرسیدی اگه دنیا تموم بشه چی میشه بعدش ازت پرسیدم به نظرت چی میشه گفتی از اول دوباره شروع میشه منم گفتم شاید ولی دیگه خسته بودم و یادم رفته بود حرف های اعظم خانم رو واسه نابغه شدنت ازتو دختر گلم سوال بپرسم و هیچ سوالی نپرسیدم دخترکم ببخش منو
دوست دارم
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 8:28 توسط مامانیـــــ
|
بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن ماناترند *************** می نویسم خاطرات بهترین روزها را برایت دخترم ، همیشه جاودان باشی. مامانی *************************** اوای نازم تو این وبلاگ سعی میکنم خاطرات هر روزت رو برات بنویسم. تا بعدا هم خودم از خوندنش لذت ببرم هم شما بدونی این دوران چه جوری گذروندی. دوست دارم